شـبیه عـروسـکام شـده ام
لبـخند مـیزنـم، بـی آنـکه معـنایـش را بـدانـم...
شـایـد محـکومـم به خـندیـدن هـای بـی انـتها....
وقـتی تـو تـمام حـواسـت بـه دیـگریـست....
شـایـد عـروسـکهای دیـگر...
بـرایـت میـرقصـند...
گـاهـی آواز میـخوانـند...
شـایـد...
شـایـد... شـایـد خیــلی عـروسـک تــرنـد...
