.::: پرواز شب :::. Writer دلم میخواد برم یه جای خلوت و با تمام وجودم فریاد بزنم :
خسته ام راحتم کن. . . او رفته است
و همه چيز تمام شده است
مثل يک مهماني که به آخر مي رســــد
وتو به حال خود رها مي شوي
چرا غمگيني ؟
اين رسم زندگيست ... _______________________________ وحشت از قصه که نه ، ترس ما خاتمه هاست
باز هم فانوس به دست جاده های شب شدم . . . به امید پیدا کردنت . . . _______________ از آن هنگام که نگاهت ، از رفتن ِ با من سخن میگفت مدت هاست که میگذرد . . . اما هنوز فانوسم برای دوباره دیدنت شعله می سوزاند ش.م
ولی من ندیده ام! من دیوانه وار ِ عشقت زندگی را زنده نگه داشته ام...
. . . __________ ش.م
گر گوش می کنی سخنی خوش بگویمت
بهتر ز گوهری که در گوش میکنی :
جام جهان ز خون دل عاشقان پر است حرمت نگاهدار، اگرش نوش میکنی گریه نکن اشک نریز این کارا فایده نداره چشای ِ گریون ِ منو دیدیو رفتیو حالا جواب ِ مهربونیام اشک ِ چشام شد میدونی ؟ تو که خدا نداشتی رفتیو جام گذاشتی این همه عشق ِ خالصو فروختی به چی بامرام ؟ جواب ِ مهربونیام اشک ِ چشام شد میدونی ؟ اینقد نگو پشیمونم حال ِ خوشی ندارم نفرین من گرفتتو تا آخرم باهاته _____________ ۳:۱۵ بامداد
شیرین محبی شماره سریال ثبت شعر (124817) در سایت((شعر نو )) بیراهه : من در این جاده در این بیراهه
شیرین محبی شماره سریال ثبت شعر (124643) در سایت((شعر نو )) جیر جیر جیر نه که فکر کنی صدای جیرجیرک باغ همسایه ! جیر جیر جیر نه صدای لولای در هم نیست عقب جلو عقب جلو ماشین اسباب بازی پسر همسایه رو نمیگم بگو دیگه ؟! . . . این صدای صندلی چوبی پدربزرگه که از سنگینی وزنش ناله میکنه...
خب ...
. . . از هنگامی که خداوند مشغول خلق کردن زن بود، شش روز می گذشت.
بقیه در ادامه مطلب Continue ...
نمی دانم ...
دستامو میکنم تو جیبم و سرمو میندازم پایین و بی تفاوت از کنار همه آدم ها رد میشم
با همه چیز در آمیز و با هیچ چیز آمیخته مشو امروز بازم خوردم به پست یه "آدم بزرگ" !!! وای از دست این "آدم بزرگا" فقط دوست دارن نصیحت کنن اما مطمئنا" خودشون هیچ کدومو انجام نمیدن یا دست کم انجام نمیدادن "آدم بزرگا" فکر می کنن فقط خودشون میدونن چه کاری درسته و چه کاری غلط اما ما هم حق داریم یه چیزایی رو خودمون بهشون برسیم دیگه البته یه جاهایی هم حق با اونهاست هااا نمیدونم شاید ما هم یه روزی بشیم مثل اونا من که دوست ندارم بزرگ شم شما چطور ؟ _________ ش.م
اولم می به قدح ریخت و مخمورم کرد
"شادان شهرو بختیاری"
شماره سریال ثبت شعر (124065) در سایت((شعر نو )) غم دوری : کی دستاتو میگیره شبای بیقراری؟ شماره سریال ثبت شعر (124091) در سایت((شعر نو )) |
||
![]() |