.::: پرواز شب :::. Writer آن زمان که خبره مرگ مرا می شنوی روی خندان تو را کاشکی می دیدم شانه بالا زدنت را بی قید و تکان دادن دستت که مهم نیست زیاد و تکان دادن سر
چه کسی باور کرد جنگل جان مرا آتش عشق تو خاکستر کرد می توانی تو به من زندگانی بخشی یا بگیری از من آنچه را می بخشی
سپاس چاووشی عزیز ، سپاس همدم تنهایی های قلب کوچکم بي تو، مهتابشبي، باز از آن كوچه گذشتم،
پی نوشت: یک روز خوندن این شعر خیلی خوشحالم می کرد... ﻓﺎﺣﺸﻪ ﺭﺍ برچسب:, :: :: l3y : Sh.mnv
برهنگی بیماری عصرماست، اما به گمانم تن عریان تو باید مال کسی باشد که روحش را برای تو عریان کرده است . . . اگر كسی مرا خواست ، از جهان عقب نشینی کرده ام چقدر از حرف "ن" خوشم می آید گر بدین سان زیست باید پست برچسب:, :: :: l3y : Sh.mnv
باید امشب بروم همه چیز اینجا بوی یأس می دهد رنگ امیدواری بی رنگ است ! شاید هم رنگی ست نا آشنا اگر هم امیدی هست امیدی ست واهی !!! ش.م برچسب:, :: :: l3y : Sh.mnv
نگاه اول : برچسب:, :: :: l3y : Sh.mnv
مرد زندانی می خندید . . . شاید به زندانی بودن خویش . . . شاید هم به آزاد بودن ما . . . راستی زندان کدام سوی میله هاست؟؟؟ برچسب:, :: :: l3y : Sh.mnv
یک داستان کوتاه در مود سیاست برچسب:, :: :: l3y : Sh.mnv
از خالیه تو در من از لحظه های بی عار تاریخ بی تو بودن هفت شنبه های بیمار روزهای نیمه سوخته با بوسه های سیگار مشق نبودن تو جریمه های بسیار ................................ گاهی نگاهی از تو گاهی خیال و رویا بوسیدن تن عشق تا وعده های فردا ................................ از شعر تلخ امشب تا بهترین دیروز گاهی صدای فریاد گاهی سکوت لب دوز گاهی طنین خنده گاهی نگاه پر سوز با من همیشه اما لعنت به بدترین روز هفت شنبه های بیماااار هفت شنبه های بیماااار هفت شنبه های بیماااار وقتی که تو بارانی میشوی در آسمان چشمانت غرق میشوم و فراموش میکنم که هوا پاییزی است. برخیز تا پنجرهها را به روی خزان ببندیم، بیم دارم خزان خاطراتمان را غارت کند. باغچه از حجم علفهای هرز سکوت انباشته شده. از خلوت کوچه دلم میگیرد و هنوز در انتظار بارانی شدن چشمانت هستم. هر چند که میدانم بارانی شدن، دل آسمانی میخواهد . برچسب:, :: :: l3y : Sh.mnv
گـــــاهی .. برچسب:, :: :: l3y : Sh.mnv
پشت سرم |
||
![]() |